·        تکرار دوم خرداد نیازمند انسجام و اتحاد اصلاح طلبان است

پس از دوم خرداد ، از دومین انتخابات شوراها  نیروهای موسوم به دوم خرداد تا انتخابات مجلس هشم  توفیق چندانی در انتخابات انجام شده نداشته اند . امّا توفیق جناح رقیب هم  بیش از آنکه ناشی از موفقیت در کسب آرای مردم باشد ، ناشی از عدم حضور پررنگ مردم و مدد گیری از رانت رد صلاحیتها و نظارت استصوابی و حذف رقبا می باشد. در کنار این موارد، عدم انسجام و اتحاد اصلاح طلبان را باید از عوامل اصلی و موثر در عدم کسب توفیق آنها قلمداد کرد.

بنظر می رسد  تجربیات تلخ شکست انتخابات دومین دور شوراها، نهمین دوره ریاست جمهوری و  مجلس هفتم نه تنها عبرتی برای آنها نگردیده ، که ناکامی در انتخابات هشتمین دوره مجلس نیز  توان باز گرداندن انسجام و اتحاد را به اردوگاه اصلاح طلبان نداشته است.بنظرمی رسد هنوز گروهی از اصلاح طلبان در مسیر تشدید شکافها و دمیدن بر آتش اختلاف گام بر میدارند. نکته در خور توجه این است که این قبیل اقدامات از سوی افراد و جریاناتی اعمال می گردد که خود از اتحاد و ائتلاف اصلاح طلبان سخن می رانند و در زمانی که اصلاحات بیش از هر دوره دیگر نیاز مند انسجام و اتحاد است آنها ساز اختلاف را کوک می کنند.

هنگامیکه حجت الاسلام کروبی بعد از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری بخاطر جفای بعضی از دوستان  و آسیب شناسی جریان اصلاحات و تبین علل ناکامیها بر مناظره تأکید داشتند آنها با تمسک به اینکه طرح گلایه ها  بصورت علنی سبب تشدید اختلافها می شود و باید در جلسات درونی اصلاح این مطالب پیگیری شود، از مناظره با او سرباز زدند و از تبین آسیبها و علل ناکامی در جبهه اصلاحات وتعیین سهم خودشان در رسیدن به شرایط حاضر سر باز زدند. همین جریانات علی رغم آنکه تا دیروز در انتخابات مجلس هشتم بر ائتلاف کامل و دادن یک لیست  انتخاباتی تأکید داشتند و بر حزب اعتماد ملی که بنا به ضرورت کار حزبی و بعضی گله مندیهای دبیر کل خود از این افراد بر حضور با تابلو حزب در انتخابات خورده می گرفتند و به اشتراک 70 تا80 درصدی لیست نامزدها نیز راضی  نبودند.

بعد از مرحله دوم انتخابات اخیر مجلس که طی آن نغمه ائتلاف در بین اصلاح طلبان پر رنگ تر و دلنشین تر گردیده بود. اینان باز بر مسیر اختلاف و دودستگی گام بر میدارند و با آنکه سید محمد خاتمی  به ضرورت انسجام و همبستگی بیشتر اصلاح طلبان و تقویت روند رو به پیشرفت ائتلاف در جبهه اصلاح طلبان اعلام میدارد در صورت حضور آقای کروبی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نامزد انتخابات نخواهد بود. باز این آقایان به وادی اختلاف و دودستگی  می غلطند و علی رغم آنکه اعلام داشته اند زود است که در خصوص انتخابات سال آینده ریاست جمهوری سخن بگویند با تیتر شدن این سخن دکتر خاتمی(رئیس جمهور سابق) در مطبوعات با دست پاچگی و شتابی غیر قابل تصور از انتخابات ریاست جمهوری سال آینده سخن می رانند و از ضرورت «حضور حد اکثری اصلاح طلبان» در انتخابات سرنوشت ساز بهار سال آينده سخن می رانند.

اینان بدون در نظر گرفتن محدوديت هاي خاص اصلاح طلبان طی سال هاي حضور در حاکميت و در اختيار داشتن قواي مجريه، مقننه و شوراهاي شهر که به اشکال مختلف با آن مواجه بوده اند و بدون عبرت گرفتن ازحيات سياسي خود پس از حذف کامل از ساختار قدرت در تابستان 84  و فراموش نمودن نقشی که در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری اجرا کرده اند، باز نغمه های خودخواهانه و اختلاف بر انگیز سر می دهند:

 

و مطرح ساختن پروژه حضور حد اکثری در انتخابات ریاست جمهوری مجدداً نغمه اختلاف را کوک می نمایند وشعری را می سرایند که در قافیه آن در می مانند.

 از طرفی بیان میدارند:

« قصد ورود به موضوع انتخابات رياست جمهوري را حداقل تا اواسط سال جاري ندارند» یا « در واقع طراحي يک مدل براي آن انتخابات با توجه به فضاي نابرابر و نامتناسب اخير و همچنين آسيب شناسي وقايع پرشتاب ميدان انتخابات مجلس هشتم به نظر سران جناح اصلاح طلب از اهميت بسياري برخوردار است که تا مشخص نشدن نتايج آن نبايد وارد بازي رسانه يي براي شروع زودهنگام مباحث انتخاباتي شد. آنها اولويت را نه با تعيين مصداق ها که با تعيين ويژگي هاي کانديداي «آرماني» اصلاح طلبان مي دانند.»

اما خود زودتر از دیگران بطور رسمی در مطبوعات به تعین مصداق و بازی رسانه ای روی می آورند:

« مي‌گويد برخلاف مهندس ميرحسين موسوي كه در انتخابات رياست جمهوري سال 80 براي حضور خود سه شرط گذاشت،‌خود هيچ شرطي ندارد. البته دو شرط ضمني را قيد مي‌كند. اول آن كه خاتمي شركت نكند و دوم اين كه اگر احساس كند رهبري مخالف حضور وي در انتخابات است،‌از آمدن سرباز مي‌زند. » معتقد است از افرادی است که نظام او را در آب نمک خوابانده است: « فكر مي‌كنم كه من را هم در آب نمك خوابانده‌اند.»

 

از سویی بر این گفته اعتقاد دارند:

« يکي از دلايل عدم موفقيت آنها در انتخابات رياست جمهوري نهم، «چندکانديدايي» و پراکنده شدن آراي هواداران اصلاحات بوده...» ولی از سوی دیگر با « طراحی مدل حضور حد اکثری »در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده بر تراشیدن کاندیدای متعدد تلاش خود را آغاز می کنند. زمانی که به دلايل گوناگون آنگونه که انتظار میرود اصلاح طلبان مورد اقبال طيف نسبتاً وسيع تحول خواه جامعه واقع نمی شوند و حمایت مردمی از اصلاحات در نقطه کمینه خود قرار دارد، آیا طراحی چنین مدلهایی کار ساز و مفید است؟ آنهم با بهره گیری از تاکتیک های اینچنینی:

« البته دو شرط ضمني را قيد مي‌كند. اول آن كه خاتمي شركت نكند و دوم اين كه اگر احساس كند رهبري مخالف حضور وي در انتخابات است،‌از آمدن سرباز مي‌زند. »

« اگر كانديدايي از سوي اصلاح‌طلبان پافشاري كرد و گفت كه من مي‌آيم و كنار نمي‌روم، شما كنار مي‌رويد تا يك كانديدا داشته باشيم؟پافشاري را نمي‌پذيرم. فقط اجماع. اگر پافشاري باشد، همه اين كار را خواهند كرد. بايد بنشينيم و بگوييم ما چهار نفر پتانسيل داريم. بعد يكي از آنها را كه مي‌تواند فضا را تغيير دهد، انتخاب كنيم. ما بايد پيروز شويم. اگر بزرگان قوم به نتيجه رسيدند، من قطعا تمكين مي‌كنم. اما اگر مسئوليت بر دوشم گذاشتند، آن وقت با قدرت جلو مي‌روم.

 چرا ايشان بايد در انتخابات شركت كنند؟

چون نياز به ايشان وجود دارد تا ما به يك اجماع كامل برسيم.

اگر آقاي خاتمي بيايد، به اجماع مي‌رسيم؟بله. همه به اجماع مي‌رسيم.»

بر خلاف این جریانات چنین برداشت داریم که بکارگیری این تاکتیکها نه تنها اصلاح طلبان را به دست یابی به یک اجماع کامل کمک نمی کند که نتیجه ای جز دو دستگی نخواهد داشت وهدف این اقدامات را فقط مخالفت با آقای کروبی و فشار آوردن بر او و دیگر سران اصلاحات برای سهم خواهی میدانیم خصوصا زمانیکه خود طراحان « مدل حضور حد اکثری در انتخابات بیان میدارند:  

« ببينيد من الان احساس تكليف و احساس خطر مي‌كنم. هيچ امكاناتي هم ندارم. الان حس مي‌كنم زمينه يك همدلي فراهم شده است. به همين خاطر مذاكراتم را با دوستان شروع كرده‌ام. نمي‌خواهم كسي من را با رودربايستي تاييد كند. نمي‌خواهم جريان اصلاح‌طلب را وادار به تصميمي بكنم. گرچه ستادهاي برخي از سال قبل آغاز شده و دارند فعاليت مي‌كنند اما من نكردم. دنبال اين هستم با يك روش نو، خودم را مطرح كنم. در يك موقعيت به وجود آمده نيز با ذي‌نفوذان و بزرگان جريان اصلاح‌طلب، مذاكره مي‌كنم و بعد رايزني با جريان اصلاح‌طلب را آغاز مي‌كنم. آن وقت تصميم نهايي را مي‌گيرم. اگر شقه‌شقه شويم، شركت نمي‌كنم. نمي‌خواهم كانديداي شكست‌خورده رياست‌جمهوري باشم. جايگاه معاون اول پيروز بهتر از آن است.»

زمانی که آقای کروبی بی شک  در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری حضور می یابند اینگونه مدل سازی ها و اجرای این تاکتیکها به چه انگیزه انجام می گیرد؟آیا این پرسش و پاسخ خود گویای هدف آقایان نیست؟:

« اما آقاي كروبي بي‌شك در انتخابات شركت مي‌كنند و اين پوشيده نيست؟.فكر مي‌كنم بايد با آقاي كروبي صحبت كرد. من بر اين باورم كه اگر خاتمي بيايد يك اجماع خيلي خوبي پشت‌سر ايشان خواهد بود و انشاءالله به نتيجه خوبي مي‌رسيم. شرايط كشور هيچ وقت به اين حساسيت نبوده. چه از نظر عملكرد دولت چه از نظر شرايط بين‌المللي. بايد كمك كنيم يك دولت قوي بيايد. ما اين چند ساله خيلي كار كرده‌ايم.»

زمانیکه شخص خاتمی اعلام میدارد که در صورت حضور آقای کروبی در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری شرکت نمیکند ساز کردن چنین نغمعه های ناسازی چه مفهومی میتواند داشته باشد؟طراحی ومدل سازی کاندیداهای دور و نزدیک به چه هدفی انجام میگیرد؟ افرادی که برای کاندیداتوری مجلس هرچند به ناحق رد صلاحیت می شوند در مدل سازی های تاکتیکی و بی حاصل به چه انگیزه نامشان  در لیست کاندیداهای« دور و نزدیک » قرار می گیرد ؟خصوصا ًآنکه بعضی از این افراد توان از راه یابی  به مجلس را هم نداشتند یا اینکه با سیلی از تلاش های ناجوانمردانه برای پرونده سازی و کشاندن به محکمه توسط طیفهایی از جناح مقابل روبرو هستند.

البته طرح یکی دو کاندید در کنار کاندیدای اصلی میتواند مفید باشد تا در زمان بروز اتفاقی خاص راه گشا باشد البت این با شقه شدن و تکه شدن منافات دارد و در نهایت همگی بر روی یک کاندیدا اجماع داشته باشند.

در انتها با یاد آوری و تأکید چند نکته ،این گفته دکتر سروش را به گروها و احزاب اصلاح طلب متذکر می شویم که: «اصلاح طلبان در سنگر کروبی بهتر می توانند به اهداف خود برسند »و با آنکه قرابت فکری بیشتری با دکتر معین داشت بر اساس یک واقع بینی از جناب کروبی در انتخابات حمایت کرد.

 

 

نیک میدانیم که:

1-  نتیجه اجرایی این سناریوها و مدل سازیها چیزی جز شقه شقه شدن نیست و شقه شدن نیز حاصلی جز شکست ندارد

2-  اصلاحات فقط به مدد حضور پر رنگ مردم می تواند در انتخابات پیروز شود، و به علل بعضی اشتباهات اصلاح طلبان و تصمیم گیریهای غلط و اختلاف و چند دستگی وشقه شدن پتانسیل حمایت مردمی  برای اصلاحات در حال حاضر در نقطه کمینه خود قرار دارد

3-  یاد آوری محدوديت هاي خاص اصلاح طلبان و فرا راه اصلاحات طی سال هاي حضور در حاکميت و در اختيار داشتن قواي مجريه، مقننه و شوراهاي شهر و عبرتهای اندوخته شده در کیسه تجربیات اصلاح طلبان پس از حذف کامل از ساختار ساسی قدرت در تابستان 84

همگی بر نیاز اصلاحات به انسجام و اتحاد اصلاح طلبان جهت کسب پیروزی حکایت دارد و پیروزی اصلاحات از ضرورتهای تاریخی و نیازهای مبرم جامعه در شرایط حاضر می باشد. و بدانید که هر گونه قصوری در این مسیر از دیدگاه ملت و آیندگان غیر قابل اغماض خواهد بود.